الملا فتح الله الكاشاني

262

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

حرمله كه اعلم احبار يهود بود ايشان را گفت ( ما انتم من شيء ) شما بر هيچ چيزى نيستيد و انكار عيسى كرد و قدح نبوت او نمود يكى از ترسايان گفت بلكه شما بر هيچ امرى نيكو اقدام نمينمائيد و انكار نبوت موسى و كتاب او كرد حقتعالى آيه فرستاد كه * ( وَقالَتِ الْيَهُودُ ) * و گفتند يهودان * ( لَيْسَتِ النَّصارى ) * نيستند گروه ترسايان * ( عَلى شَيْءٍ ) * بر چيزى معتد به از دين حق * ( وَقالَتِ النَّصارى ) * و گفتند ترسايان * ( لَيْسَتِ الْيَهُودُ ) * نيستند يهودان * ( عَلى شَيْءٍ ) * بر چيزى كه تعبد به آن جايز باشد * ( وَهُمْ ) * و حال آنكه ايشان * ( يَتْلُونَ الْكِتابَ ) * ميخوانند كتاب را يعنى يهود از تورية ميدانند كه نصارى به جهت اثبات زن و فرزند مر خداى را بر امرى باطلند و ترسايان در انجيل ميخوانند كه يهود به جهت انكار عيسى و انجيل كافر و بىحاصلند و يا آنكه يهود در تورية حديث عيسى و نبوت او و بشارت بآمدن او ميخوانند و ترسايان در انجيل حديث موسى و صحت نبوت او را تلاوت ميكنند و ميدانند كه هر دو حق است و با وجود اين انكار ميكنند * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه اينها مىگويند * ( قالَ الَّذِينَ ) * گفتند آنان كه * ( لا يَعْلَمُونَ ) * هيچ نميدانند يعنى آنان كه اهل كتاب نيستند چون مجوس و مشركان عرب و معطله * ( مِثْلَ قَوْلِهِمْ ) * مانند گفتار يهود و نصارى يعنى همهء اصناف كفار كه صاحب كتاب نيستند و هيچ نميدانند دربارهء يكديگر همين گفتند اين توبيخ عظيم است مر ايشان را چه تشبيه ايشان بجهال كرده و آنها را مساوى ايشان گردانيده اگر گويند چرا حقتعالى توبيخ ايشان كرده و حال آنكه ايشان در قول خود صادقند زيرا كه دين يهود و نصارى بعد از نسخ بر حق نيست گوئيم ايشان در اين قول قصد اينمعنى نكرده‌اند بلكه هر فريقى از ايشان قصد كرده بودند به آن ابطال دين ديگر را در اصل و عدم حقيت نبى و كتاب آن و مع ذلك آن چيزى را كه از كتابين منسوخ نشده حق است و واجب القول و لازم العمل و گويند معنى آيه آنست كه عبدهء اصنام و معطله نيز ميگفتند كه دين ما بر حق است و محمد ( ص ) بر باطل هم چنان كه يهود و نصارى در حق يكديگر ميگفتند و يا آنكه آبا و اجداد مشركان عرب در حق جميع پيغمبران و امم ايشان ميگفتند كه بر حق نيستند و يا آنكه مشركان دربارهء يهود و نصارى همين گفتند كه ايشان بر خلاف حقاند * ( فَاللَّه يَحْكُمُ ) * پس خدا حكم كند و داورى نمايد * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان اين دو فريق * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز * ( فِيما كانُوا ) * در آن چيزى كه هستند ايشان * ( فِيه يَخْتَلِفُونَ ) * كه در آن اختلاف ميكنند از حق و باطل و حكم حقتعالى دربارهء ايشان در آن روز به اين وجه باشد كه از براى هر فريقى از ايشان